خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
amir
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ٩۱
بهمن ٩٠
آبان ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
تیر ۸٦
فروردین ۸٤
فروردین ۸٢
بهمن ۸۱
لینک دوستان
عین القضات
عالمی دیگر
چای داغ
منطقه 2
غذا نوردان
کتابخانه بابل
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
اینکه منابع نفتی ایران در سایه تلاشهای دکتر مصدق و سایرین ملی گردید را همه مردم ایران به یمن تعطیلی روز 29 اسفند ماه می دانند و اینکه وجه فروش نفت نیز به خزانه کشور یا همان بیت المال مسلمین واریز می شود را مطلعند.
از امام علی(ع) که سیره او یعنی قول و فعل او ،یکی از اساسی ترین مبانی حکومت در اسلام است و به عنوان امامی که توانست حکومت اسلامی را تشکیل دهد و امامی که عدالتش در قضاوت و صراحتش در دفاع از حق و شجاعتش در برخورد با زیاده خواهان نظیر طلحه، زبیر و عایشه مشهود است،نقل است که بیت المال مسلمین را بینشان به تساوی تقسیم نموده و به سابقین و متاخرین و مجاهدین و غیر مجاهدین،فقیر وغنی سهم برابر داد و درباره درخواست برادرش گفت:
"عقیل برادرم را دیدم که به شدت فقیر شده بود و از من مى خواست که یک من از گندمهاى شما را به او ببخشم و کودکانش را دیدم که از پریشانى و گرسنگى موهاى غبار آلود و رنگهاى تیره اى داشتند، گوئى رخسارشان با نیل سیاه شده بود. عقیل درخواست خود را تاکید و سخنش را تکرار مى کرد، من به گفته اش گوش فرامى دادم و تصور مى کرد دین خود را به او فروخته ام و از روش خویش دست برداشته ام، آهنى را در آتش گداختم، آنگاه آن را به بدنش نزدیک ساختم تا با آن عبرت گیرد، ناله اى همچون بیمارانى که از شدت درد مى نالند سر داد و چیزى نمانده بود که از حرارات آن بسوزد، آن گاه به او گفتم: هان اى عقیل زنان سوگند در سوگ تو بگریند، از آهن تفتیده اى که انسان آن را به صورت بازیچه سرخ کرده ناله مى کنى، اما مرا به سوى آتشى مى کشانى که خداوند جبار با شعله خشم و غضبش آن را افروخته است! تو از این رنج مى نالى و من از آتش سوزان نالان نشوم؟! [ نهج البلاغه معجم المهفرس، خطبه 224. ] "
نقل است عقیل بعد از این جریان به معاویه پیوست و معاویه از او پرسید عقیل من بهترم یا برادرت و او گفت:برادرم دینش را بر دنیا مقدم ساخت و تو دنیا را بر دینت، پس برادرم برای دین خود بهتر است از تو نسبت به دینت و لذا برای دنیای من تو بهتر از او هستی.
حال بعد سالها بخشی از بیت المال را تقسیم می کنند.مکرر می گویند که سهم فقرا باید بیشتر از اغنیا باشد تا عدالت برقرار گردد؟! و من در عجبم که آیا این بخشهای نهج البلاغه را نخواندند یا اینکه اختیارات در خصوص انفال بیشتر شده است و یا اینکه این مساله با مصادیق خطبه 224 تطابق ندارد که حکم جدید نیاز شده و اجماع علما لازم .اینکه امیر المومنین علیه صلوات الله و سلامه اجمعین بیاید و داستان شب خود با عقیل را بروی منبر جار بزند (احتمالا این خطبه بعد از پیوستن عقیل به معاویه بیان شده است) آیا غیر از این است که ایشان مشغول تدریس به امت در خصوص نحوه توزیع درآمدهای کشور بین مردم است.
انصافا از علی (ع) به خاطر همین نوع برخوردهایش بیشتر از همه ائمه می ترسم.
پيام هاي ديگران () link ۱۳٩۱/٢/۱٠ - amir
ایران - 6200$
عراق-حدودا 5000$
تایلند-حدودا 5000$-جمعیت 68 میلیون نفر
قطر-71000$-جمعیت 1.8 میلیون نفر
ترکیه-12000$-جمعیت نزدیک 80 میلیون نفر
تحلیل :
1- اگر آمریکا بهمون حمله هم کنه اوضاع خیلی بدتر از اینی که هست نمی شه.
2- اگر مثل تایلندی ها هم عمل می کردیم همین حدودا درآمد داشتیم.
3- برادرای عرب ما از مخزن مشترک چه حالی دارن می کنن.
4- کی گفته ترکا خرن!

پولی در دست گرفتم و رفتم جلو.صورتش را دیدم.جوان خوش چهره،زیبا و بشاش بود.پول را گرفتم به سمتش و گفتم:آقا این خدمت شما باشد.گفت:برای چی؟! گفتم برای اینکه رفیقم بره حال کنه.گفت:دانشجویی؟ گفتم: آره.گفت:به صدقه نیازی نیست منم دانشجو هستم،پول کم آوردم آمدم کمی کار کنم.گفتم:صدقه چیه بابا؟! می خوام برادرم بره حال کنه.گفت:من اینجوری حال نمی کنم.خداحافظی کردم و سریع فرار کردم.
بعضی ها خیلی بزرگن.دلم می خواست سالها با او همراه می شدم.مرد بود و من به دستان قدرتمندش کم دقت کرده بودم.شرمنده از اینکه که نکند آن چهره بشاش غمگین شود،غمگینم.همین
پيام هاي ديگران () link ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ - amir
مرگ از پنجره بسته به من می نگرد
زندگی از دم در
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد
تخت حس خواهد کرد
که سبک تر شده است
در تنم خرچنگی ست
که مرا می کاود
خوب می دانم من
که تهی خواهم شد
و فرو خواهم ریخت
توده زشت و کریهی شده ام
بچه هایم،از من،می ترسند
آشنایانم نیز
به ملاقات پرستار جوان می آیند



